18 mar. 2011

ترجمه ترانه سامی یوسف درباره دختران مسلمان

ترجمه ترانه سامی یوسف درباره دختران مسلمان
What goes through your mind
در ذهن تو چه می گذرد؟
As you sit there looking at me وقتی آنجا نشسته‌ای و به من می‌نگری
Well I can tell from your looks من از نگاهت می‌توانم بخوانم
That you think I’m so oppressed که تصور تو این است که من خیلی تحت فشار هستم!
But I don’t need for you to liberate me اما من از تو نمی‌خواهم تا مرا آزاد کنی
My head is not bare سر من برهنه نیست
And you can’t see my covered hair و تو نمی‌توانی موهای پوشیده مرا ببینی
So you sit there and you stare برای همین تو آنجا می‌نشینی و خیره نگاهم می‌کنی
And you judge me with your glare و درباره من به روشنی قضاوت می‌کنی!
You’re sure I’m in despair تو مطئنی که من مأیوسم!
But are you not aware اما آیا تو آگاه نیستی؟
Under this scarf that I wear در پس این روسری که پوشیده‌ام
I have feelings, and I do care من احساساتی دارم و مواظب‌ام
So don’t you see پس آیا تو نمی‌بینی؟
That I’m truly free که من به راستی آزادم
This piece of scarf on me این تکه روسری بر سرم را
I wear so proudly با غرور می‌پوشم
To preserve my dignity... تا از شأن خودم محافظت کنم
My modesty عفت ام
My integrity کمالاتم
So don’t judge me پس قضاوت نکن
Open your eyes and see چشمانت را باز کن و ببین
“Why can’t you just accept me?” she says چرا نمی‌توانی فقط خود من را بپذیری؟
“Why can’t I just be me?” she says چرا من نمی‌توانم فقط خودم باشم؟
Time and time again بارها و بارها
You speak of democracy تو از دموکراسی صحبت می‌کنی
Yet you rob me of my liberty اما تو آزادی مرا می‌دزدی!
All I want is equality همه آنچه من می‌خواهم برابری است
Why can’t you just let me be free چرا نمی‌توانی فقط به من اجازه دهی که آزاد باشم؟
For you I sing this song من این سرود را برای تو سرودم
My sister, may you always be strong خواهرم! همیشه محکم باش!
From you I’ve learnt so much من از تو درسهای بسیاری آموخته‌ام
How you suffer so much چه رنجهای بسیاری که دیدی
Yet you forgive those who laugh at you بیا و آن کسانی را که به تو خندیدند را ببخش!
You walk with no fear تو بدون هراس قدم می‌زنی
Through the insults you hear از میان ناسزاهایی که می‌شنوی!
Your wish so sincere مخلصانه آرزو کن
That they’d understand you تا آنها تو را بفهمند
But before you walk away اما قبل از آن که بروی
This time you turn and say: این بار برگرد و بگو!
But don’t you see آیا نمی‌توانی ببینی
That I’m truly free که من به راستی آزادم
This piece of scarf on me این تکه روسری بر سرم را
I wear so proudly با غرور می‌پوشم
To preserve my dignity... تا از شأن خودم محافظت کنم
My modesty عفت ام
My integrity کمالاتم
So let me be پس به من اجازه بده
She says with a smile او با خنده‌ای می‌گوید
I’m the one who’s free
آن کسی باشم که آزاد است
Trimiteți un comentariu